پیچک گریان
قـنـــاري را در انـدوه قـفــس بـگــذار و بـگــذر شقــايق را ميـان خـار و َخـس بگـذار و بــگـــذر اگر روزي به صحــــرا آهــويـي در بـنـــد ديـدي همـان يکـدم به يادم شو ، سپس بگذار و بگـذر به سوگ عشق تو صد رود از چشمم روان بود ز سهــم من همين درياچه بس ، بگـذار و بگـذر اگر در دفتــر قسـمت جـدايـي قبل مـرگ است بيــا اين واژه ها را پـيـش و پـس بگـذار و بگـــذر چو چنـگ باد و باران ، بر دلم بـنـشـين و بنــواز مرا در نغمه هايت خوش نفــس بگـذار و بگـــذر اگــر روزي قــــدم بر تربــت مــا مـي گـــذاري چو اين خفته به خون ، پا بر هوس بگذار و بگـذر
نوشته شده در Fri 4 Jul 2008ساعت
0:50 توسط لیلی| |
| Design By : Night Skin |


