پیچک گریان
و انتظار می کشم برای تو برای تو که ناتمامی تمامی از تمام زندگی من برای تو که اشک های دیده ام فرو رود ز دیده ام به سان رود پر خروش کوه ها میان دشت نا تمام نورها و روح ها میان کوچه باغ حس خوب آشنایی غریب تو و انتظار سبز تو که ناگهان شکوفه می شود برای تو, برای تو غریب آشنای من به سان رود پر خروش و جوشش تمام کوه ها روان میان دشت خوب آشناییت جو آبشار پر غرور و مست نازها که ناگهان به شروشر آب دیده ام جلای تازه می دهد ...
نوشته شده در Tue 24 Jun 2008ساعت
12:9 توسط لیلی| |
| Design By : Night Skin |



