پیچک گریان
وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت هیچکی از رفتن من غصه نخورد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت وقتی رفتم کسی غصش نگرفت دله من میخواست تلافی بکنه وقتی رفتم نه که بارون نگرفت اگه شب میرفتمو خورشید نبود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر اما اون وقتی رسید که قلب من چهره هیچکسی پژمرده نبود کسایی که واسشون مهم بودم وقتی رفتم کسی غصش نگرفت دله من میخواست تلافی بکنه اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نميره خيلي مقدسي برام مثل تموم آيه ها
هیچکی با موندن من شاد نشد
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد
هوا صافو خیلی هم آفتابی بود
آسمون، خوب میدونم مهتابی بود
که واسم غریبو ناشناخته بود
همه ی آرزوهاشو باخته بود
گلا اما همه پژمرده بودن
همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد
بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ، قلب اینه س
مث شور فریاد نفس ، تو حصار سینه س
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
روی اینه ی گریه هام ، گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پکه
ریشه ی صدای نبض عشق زیر پوست خکه
بیا بنویسیم روی خک ، رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا
توی خواب خک ، ریشه ها ، موسم شکفتن
هم صدای من ، می خونن ، وقت از تو گفتن
چشم بستمو ، تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه ی نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
روی اینه ی گریه هام ، گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پکه
ریشه ی صدا نبض عشق ، زیر پوست خکه
بیا بنویسیم روی خک ، رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ ، روی ؛آب ، توی دفتر موج ، رو دریا
با ترانه ی نفسات ، من ترانه می گم
اسم تو مث یه غزل عاشقانه می گم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد ، لحظه ی دیدنه
با صدام میام همه جا ، تو رو می نویسم
روی اینه ی گریه هام ، گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پکه
ریشه ی صدا نبض عشق ، زیر پوست خکه
بیا بنویسیم روی خک ، رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا
من از تبار خستگی بی خبر از دلبستگی ، عاشقم
ابر شدم صدا شدی، شاه شدم گدا شدی، شعر شدم قلم شدی، عشق شدم تو غم شدی
لیلای من، دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر در کوچه های در به در
مست و پریشون و خراب هر آرزو نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت
کنار هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی بی خبر از دلدادگی، عاشقم
ماه شدم ابر شدی،اشک شدم صبر شدی،برف شدم آب شدی، قصه شدم خواب شدی
لیلای من، دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر در کوچه های در به در
مست و پریشون و خراب هر آرزو نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت
آن چنان كه قلبم را سخت به درد آورد٬
آرزو كردم اي كاش هم اكنون همچون مسيح٬
آميز٬ بي درنگ٬آسمان از روي زمين برم دارد٬
يا لااقل همچون قارون٬زمين دهان بگشايد و مرا در خود فرو بلعد.
اما...نه٬
من نه خوبي عيسي را داشتم و نه بدي قارون را.
من يك *متوسط*بي چاره بودم و ناچار٬
محكوم كه پس از آن نيز*باشم و زندگي كنم*
نه٬باشم و زنده بمانم.
و در اين وادي حيرت پر هول و بيهودگي سرشار٬گم باشم.
و همچون دانه ايي كه شور و شوق هاي روييدن در درونش٬
خاموش مي ميرد و آرزوهاي سبز درونش مي پژمرد٬
در برزخ شوم اين *پيداي زشت*
و آن *ناپيداي زيبا*خرد گردم.
كه اين سرگذشت دردناك و سرنوشت بي حاصل ماست.
و در برزخ دو سنگ اين آسياي بي رحمي كه ...
*زندگي* نام دارد!
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد
واسه هر كسي كه ميگم قصه شو آتيش ميگيره
از تو براي تو ميگم كه لحظه هام به پاي توست
خونه ي قلبم كوچيكه
اما . . .
همش به نام توست
| Design By : Night Skin |



